آخییییییییییییییییییییییش ....

به سلامتی این امتحانات دست از سر کچل ما برداشت !

امروز که امتحان ادبیات رو اولین نفر توی کل سالن دادم ...

از همون طبقه بالا از خوشحالی پرواز کردم اومدم طبقه پایین ...

 خوب tnx God 

ابته خوب توی مدت امتحانا هم با خیال راحت زندگی میکردیم ...

هنوز باورم نمیشه با یک ساعت خوندن واسه هر امتحانی اینجوری بگذره !

خوب گذشت در هر صورت ...

فقط این هندسه  میاره پایین معدلو ...

فدای سرم خوب بیاره ..

معدلو میخوام چیکار کنم؟

نهایی که نیست!

امروز با دوتا از بچه ها حرف میزدیم ...

در آخر که حرفامونو زدیم دلمون به حال خودمون سوخت ...!

تا حالا توجه کردین دانش آموزا چقد بدبختن ؟!

باید از یه علایق خودشون بزنن و یه سری درسایی بخونن که  اجباره ...

واقعا" ما نفهمیدیم توی کل زندگی ...مثلا" این عربی به چه دردمون میخوره ؟!

چرا باید کسی که  بیشتر عربی میدونه بتونه بیوتکنولوژی بخونه ولی کسی که در حد همون نفر ریاضی و زیست و شیمی و ... (دروس اختصاصی ) میدونسته نتونه بخونه ...

در حالیکه ممکنه هوشش از اون یکی بیشتر بوده ...

هی زندگی...اینه اون نظامی آموزشی که ما قبولش کردیم و داریم مث خر بهش عمل میکنیم ...

به خاطر نمره ی 75/19 گریه میکنیم ...(البته این مورد مخصوص این دختر لوساس که شب امتحان 25 بار از کتاب کپی میگیرن ...کپی هارو میخورن نشخوار میکنن )...

کاش میشد یه کاری کرد !!!

خوب بیخیال ...

احتمالا"  دیر به دیر آپ کنم چون میخوام واسه المپ بخونم...

ولی خوب شما به این کارا کار نداشته باشین...

میام نظراتونو میچکن ج میدم...

فعلا"...

-----------------------------********************------------------------------

راستی این آدرس وب المپیادمه خواستین بیاین اونجا ...

وب المپیاد من